رمان شفق

- تعداد صفحه : 360
- ژانر : دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : دختری به اسم شفق پرستار یه بیمارستانه،اونجا با کامران یه پزشک جذاب و ثروتمند اشنا میشه،کامران از شفق خوشش میاد اما شفق نه تنها نسبت به کامران بلکه به همه مردا بی تفاوته و این سرسختیش باعث میشه کامران که خیلی درمورد ازدواج با شفق مصمم بوده،دست به کاری بزنه که شفق به اجبار باهاش ازدواج کنه و...
دانلود رمان شفق اثری از فهیمه نادری
رمان «شفق» اثر فهیمه نادری یک داستان عاشقانه و احساسی است که زندگی دختری به نام شفق را روایت میکند؛ پرستاری جوان و مغرور که تلاش دارد مستقل باشد و روی پای خود بایستد. او در مسیر کار و زندگیاش با چالشها و اتفاقاتی روبهرو میشود که احساسات و باورهایش را به چالش میکشند و او را درگیر ماجرایی عاشقانه میکنند. این رمان با نثری روان و فضایی دلنشین، داستانی از غرور، استقلال و عشق را به تصویر میکشد و برای علاقهمندان به رمانهای عاشقانه انتخابی جذاب محسوب میشود.
گوشه ای از رمان شفق :
بند دلم پاره شد.آنچنان از جا پریدم که بند ساعتم به میز گرفت.از دستم دراومد و صدای خردشدن شیشه شو شنیدم.بی اعتنا به ساعت به روبروم خیره شدم.دو چشم تیره و عمیق با گستاخی نگاهم میکرد.
_شما اینجا چی کار میکنید این وقت شب؟کی بهتون اجازه داده این موقع بیاید بالا؟
بدون اینکه جوابمو بده مثل اینکه نمایش مفرحی رو نگاه میکنه لبخند زد.از خنده ش بی نهایت عصبی شدم:
چیز خنده داری دیدی؟یالا بیرون از بخش تا مجبور نشدم به نگهبانی زنگ بزنم….
این بار کاملا بلند خندید و با صدایی گرم و مردونه جوابمو داد:
واقعا نمایش تک نفره به این زیبایی ندیده بودم…میتونم بپرسم از کجا فارغ التحصیل شدید؟کارتون حرف نداره به خصوص وقتی پاهاتون رو میز باشه و چشم هاتونم بسته…….و باز پرصدا خندید.
از عصبانیت گر گرفتم:
نه …مثل اینکه خیلی دوست داری اون روی منو بالا بیاری…..
با پررویی جواب داد:
آره……..خیلی… و به چشمانم خیره شد.
سرمو زیر انداختم و در حالیکه گوشی تلفن رو برمیداشتم گفتم:
خیل خب خودت خواستی…
دست برد و گوشی رو قطع کرد.
-اه….فکر کنم به جای فامیل مریض خودت مریض باشی.
رمان شفق






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید